سربه نیزه

امام زمان(عج)-مناجات

زخم دل هجران زدگان را تو شفایی

درد غم بی نسخۀ ما را تو دوایی

عالم همه جا پر شده از تیرگی محض

ما گمشدگانیم و تو مصباح هدایی

مگذار که با ما همه عالم بستیزند

ما با همه گفتیم که تو صاحب مایی

سوگند به تنهایی تنهای مدینه!

تنها تو فقط منتقم خون خدایی

تو وارث بازوی علمدار حسینی

تو پاسخ فریاد تمام شهدایی

با خون دل و اشک روان هر شب جمعه

با مادر خود فاطمه در کرببلایی

ای کاش که یک لحظه به چشم همه عالم

ز آن گوشۀ شش گوشه به ما رخ بنمایی

ما پیش تو بودیم ولی حیف نبودیم

تو در دل مایی و ندانیم کجایی

گفتم دعایی کنم بهر ظهورت

دیدم تو دعایی تو دعایی تو دعایی

میثم همه گوش است که از خویش بگویی

کعبه همه چشم است که در کعبه درآیی

--------

سری به نیزه بلند است در مقابل زینب

سری که سایه کشیده ست روی محمل زینب

سری که معجزه اش روی نی تلاوت وحی است

مسیح ِ روی صلیب است در مقابل زینب

چه دلفریب صدایی ، چه آیه های به جایی

که بعد خطبه ی خواهر شده مکمِل زینب

پس از خطابه ی منبر زمان نوحه سرایی ست

بخوان که گرم شود با دم تو محفل زینب

چگونه نفی کنم خارجی خطاب شدن را

بخوان که حل شود از خواندن تو مشکل زینب

برایشان بگو از روضه های بازِ دل ما

به استناد روایاتی از مقاتل زینب

بگو به کوفه،که در کربلا چه ها که نکردند

بگو چه ها که نشد با سر تو و دل زینب

بگو که این اسرا از حریم شیر خدایند

بگو که ناقه ی عریان نبوده منزل زینب

یتیم ِعترت و نان تصدقی که حرام است...

اضافه می شود اینگونه بر مسائل زینب

ز دست قافله باید بگیرم این همه نان را

ولی اگر بگذارند این سلاسل زینب

اسیر این همه خفاش شب پرستم و اینجا

تویی هلال و اباالفضل ماه کامل زینب

هزار گرگ گرسنه،هزار چشم حرامی

به جای قاسم و اکبر به دور محمل زینب

به پیش هجمه ی سنگین و شوم چشم چرانها

تویی و چند سرِ روی نیزه حائل زینب

تو را به نیزه و شمشیرشان به قتل رساندند

ولی ز هلهله حالا شدند قاتل زینب

حسین ، جانِ عزیزت به من نگاه بینداز

 ببین عوض نشده بعد تو شمایل زینب؟

تنم ز کعب نی و تازیانه خورد شد آخر

بعید نیست ز هم وا شود مفاصل زینب

سر تو رفته به نی،پس شکسته باد سر من

ز تو عقب نمی افتد در این معامله سر زینب

  ---------------------------------

 

 

امان از دل زینب

صل الله عليك يا سيدناالعطشان

گيرم كه نفس ميكشي و جان به تنت هست

گيرم كه هنوز ، يوسفم پيرهنت هست

گيرم كه بگيرم بغلم پاره تنت را

گيرم كه مداوا كنم اصلاً بدنت را

با نيزه ي رفته به دهانت چه كنم من؟

با لخته ي خون روي لبانت چه كنم من؟

يادم نرود صحنه ي بسمل شدنت را

هنگام بريدن به زمين پا زدنت را

ديدم كه سنان نيزه به پهلوت فرو كرد

از پشت كسي پنجه به گيسوت فرو كرد

سنگي به سرت خورد و دگر هيچ نديدي

خواهر به فدايت چقدر درد كشيدي

من آمدم از تلّ كه ببوسم بدنت را

از گرگ بگيرم كفن و پيرهنت را

وقتي كه رسيدم سرت از پشت جدا بود

اين عاقبت خواهريِ من به شما بود

 ------

ادامه مطلب رابخوانید

ادامه نوشته

دلگویه

درکنار خیمه های سوخته   چشم های سوی مقتل دوخته

روی معجر شعلة افروخته      وای  وای  از خنده های حرمله

ازسر نی اشک چشمان پدر    سخت کرده عمه را خونین جگر

در میان چشم های پر شرر     وای  وای  از خنده های حرمله

روی ناقه کودکان را برده خواب       هیچ کس دیگر نمیگوید ز آب

روبروی  چشم خونبار  رباب      وای  وای  از خنده های حرمله

 کوفه بود وکوچه های  تنگ تنگ      کوچه ها لبریز از نیرنگ و ننگ

قلبها از سنگ و  دامان پر زسنگ       وای  وای  از خنده های حرمله

           ---------------

سحر و وقت اذان ! دلبر من صبح بخیر

   ماه من نور دوچشم ترمن صبح بخیر  

بعد عمری شب یلدایی من گشت سحر

سایه ات از سر نی برسر من صبح بخیر

     ---------

صبح است بردو دیده ی بی خواب تو سلام

برچشم غم گرفته و بی تاب تو سلام

از روی نی هنوز نگاهت به علقمه است

برمشک پاره پاره وبی آب تو سلام

        

 

دلگویه روز عاشورای - -م دستاویز

رنگ شفق گرفته این بیابان

شمر به مقتل آمده شتابان(قاتل یه مقتل آمده شتابان)

عمه دود زخیمه ها پریشان

عموجان (2) برس به داد عمه(خدایا(۲) برس به داد عمه)

 ---

میان مقتل شده غوغا بپا

نیست نشان دگر ز روی بابا

میان خاک و خون زند دست و پا

عموجان (2) برس به داد عمه

 ---

صورت خورشید فتاده برخاک

پیکر مه پارة او چاک چاک(پیکرپاک او شده چاک چاک)

فغان  عمه میرسد به افلاک

عموجان (2) برس به داد عمه

 ---

به خیمه ها بپا شده ولوله

رسیده با مشعل خود حرمله

عمه کند به سرزنان هروله

عموجان (2) برس به داد عمه

 ----

پدر به خیمه ها کند اشاره

عمه به گودال کند نظاره

چادر عمه گشته پاره پاره

عموجان (2) برس به داد عمه

  -----

به نیزه ها راس پدر رسیده

جان به لب عمه دگر رسیده

قامت او زبار غم خمیده (زغصه ها خون به جگر رسیده)

عموجان (2) برس به داد عمه

 --------------

نوای العطش شده فراموش

چه گوشواره ها جدا شد از گوش

عمه به زیر نیزه رفته از هوش

عموجان (2) برس به داد عمه

 ----

آمده پشت خیمه ها ذوالجناح(آمده ذوالجناح در خیمه گاه)

اهل حرم کنند به حیرت نگاه(اهل حرم به ناله و اشک وآه)

عمه به سرزنان سوی قتلگاه

عموجان (2) برس به داد عمه

 -----

دیدگاه دوستان اهل فن را در داخل پرانتز نوشتم

 

مراسم شیرخوارگان حسینی

صدای لالایی می‌آد    گوشه کنار شهرمون

 شیرخواراتونو بیارین     آی مادرای مهربون

آغوشتونو آسمون       گهواره غم نکنه

 از خورشید گهواره‌ها     سایه‌شونو کم نکنه

اما تو یک جای دیگه      مادری پر پر می‌زنه

 دورسر بچش‌ آخه    اجل داره پر می‌زنه

اگر یه قطره آب نیاد        دست لباشو بگیره

 سرش روی سینش‌ می‌آد    رو قلب مادر می‌میره

خدا خودت کاری بکن      نذار گلوشو ببوسه

 یه تیر می‌خواد به جای آب   سه بار گلوشو ببوسه

ادامه نوشته

حاجی فاطمه

حاجیان برگشته اند از حج همه       پس کجا رفته حسین فاطمه

موسم قربانی و حج شد تمام        چشم زهرا سوی ره مانده مدام

کاروان ها جمله آیند از سفر           نیست از یک کاروان اما خبر

در طواف است همچنان یا در منا        یاکه درمشعر شده محشر بپا

یا که جان و سر بقربانگاه عشق        می کند قربان فدای راه عشق

کاروان سالار جور دیگرست            کاروان را عزم حج اکبر است

سعی او جمله صفای عالم است        کوی او دارالشفای  آدم است

در پی تقصیر خود سر میدهد         بهر قربانیش اکبر میدهد

حج او حج تمام و اکبر است               شاهدش خون علی اصغر است

 ------------

از هرچه هست و نیست دگر بی نیاز شد

دست کسیکه پیش کریمان دراز شد

در لطفِ با گدا ، چه کسی بهتر از حسین

لب تر نکرده ایم در خانه باز شد

---

از شور غمت صاحب زمزم شده ام من

محرم شده ی ماه محرم شده ام من

مجنون حسینم    دل خون حسینم

مدیون حسینم      ممنون حسینم

روح پدرم شاد که با پاکی نیت

میکرد قدم دوشم ومیبرد به هیئت

مجنون حسینم    دل خون حسینم

مدیون حسینم      ممنون حسینم

حق شور تو را روز ازل برسرم انداخت

برگردن من شال عزا مادرم انداخت

مجنون حسینم    دل خون حسینم

مدیون حسینم      ممنون حسینم



نوحه های منتخب

آقا سلام

آقا سلام برغزل اشک ماتمت 

بر مسجد و حسینیه و روضه و دمت
چندی گذشت درغم هجران اشک تو
   
پرمی کشید دل به هوای محرّمت
آقا سلام ماه محرّم شروع شد
آمد بهار زخم دل ما و مرهمت
خون می شود دل همه عالم زه قصه ی
آن لحظه های آخر و گودال و آن غمت
در بین روضه غم دل من را گرفته بود
وقتی رسید روضه به انگشت و خاتمت
ما بین این همه غم و اشک وفراق وداغ
ای زینب آمدم که شوم یار و همدمت
زینب چه قدر شکل جوان مادرت شدی
با صورت کبود و همان قامت خمت

 -------------------

يارب به علي و ميثم تمارش

 يا رب به حسين و تشنه لب، انصارش

هركس كه بد "سيد علي" مي خواهد

اين ماه محرم  از زمين بردارش

ادامه نوشته

هلال خون

ای هلال خون دوباره سر زدی
ای محرم بار دیگر آمدی
زخم دل با دیدنت کاری شده
خون به دامان افق جاری شده
در تو باغ لاله ی پرپر بود
عکس لبخند علی اصغر بود
ای هلال خون چرا باز آمدی
گر چه خونینی سرافراز آمدی
در تو بینم اشک خیر الناس را
زخم فرق حضرت عباس را
در تو بس داغ مکرر دیده ام
پیکر صد چاک اکبر دیده ام
در تو بینم خیمه های سوخته
کام خشک و دامن افروخته
در تو بینم صورت و خاک تنور
در تو بینم سینه و سم ستور
در تو بینم جسم هفتاد و دو تن
غرق خون افتاده بی غسل و کفن
در تو بینم گریه ی دُردانه ها
کعب نی برروی کتف و شانه ها
در تو بینم یاس نیلی پوش ها
در تو بینم خون روان از گوش ها
در تو پیدا آتش تاب و تب است
صورت یک مرکب بی صاحب است
در تو می بینم که از خون جبین
شسته وجه الله روی نازنین
در تو می بینم یتیمی بارها
تشنه لب جان داده زیر خارها
در تو بینم چهره ها از خون خضاب
بر لب طفلی نوشته آب آب
وای وای ای ماه ماتم! بازگرد
ای هلال غصه و غم! بازگرد
باز شو ای ماه اشک و ماه آه
ترسم آید شمر دون در قتلگاه
سوخت قلب عالم و آدم بس است
شعله بر دل ها مزن میثم بس است

سازگار

بوی کربلا

بر در این خانه با دست تهی در می زنم

بی پرو بالم خدارا تا کجا پر می زنم

گریه کرد و یاعلی گفت و به کامم ریخت شیر

بوسه از روی ادب بر پای مادر می زنم

خاک راه دوست را برچهره سازم آبرو

سنگ آل الله را بر سینه و سر می زنم

گرمی جنت بجوشد اززمین و آسمان

من فقط زهرائیم ساغر زکوثر می زنم

هرکسی دارد پناهی هرکسی کوبد دری

من امیر المؤ منین را حلقه بر در می زنم

عبد فرمانم اگر سلمان او فرمان دهد

دل به دریا می سپارم پا درآذر می زنم

بارها در می زنم گر بر رویم در وانشد

بار یگر بار دیگر بار دیگر می زنم

از دل گهواره تا تابوت ذکرم یا علی است

دم زحیدر دم زحیدر دم زحیدر می زنم

تا بپوشد در صف محشر سیاهی مرا

رنگ بر پرونده ام از خون اصغر می زنم

خاک راه میثم خرما فروشم میثمم

دم زاهل البیت حتی روز محشر می زنم 

            درد گناه

عمری تباه کردم عمر گرانبهارا

دیدم ره درست و رفتم ره خطارا

دشمن مرا صدازد از دوست غافلم کرد

دنبال غیر رفتم گم کردم آشنارا

درسینه آه دارم درد گناه دارم

جز توبه نیست درمان این درد بی دوارا

هم مرگ پیش پاو هم عمر رفته از دست

یارب ببخش مارا یارب ببخش مارا

گیرم زدر برانی در پشت در بمانم

غیراز در تو دارم یاسیدی کجارا

من برده ام همیشه کوه گناه بردوش

تو کرده ای هماره با بنده ات مدارا

 از خویش نا امیدم لا تقنطوا شنیدم

یأس مرا گرفتی دادی به من رجارا

هرکس زپادر افتد بردامنی زند چنگ

ای خاندان عصمت  من دامن شمارا

میثم تمام عالم آرند سر به سجده

هرکس گرفته خاکی تو خاک کربلا را

 ---------

بهانه دارد این دلم            به كربلا سفر كند

بر آن ضریح محترم      به چشم تر نظر كند

میكُشی مرا حسین

فدای خاك كربلا         حریم قتلگاه تو

همان مكان كه بوده است     به خیمه ها نگاه تو

جان مادرت حسین      جان خواهرت حسین

كن به من عطا حسین    میكُشی مرا حسین

فدای تشنگی تو

كه سوخته گلوی تو

فدای زخم خنجری

كه مانده است به روی تو

قاری بریده سر

روی نیزه در به در

كشته ی خدا حسین

 

تقویم دهه آر ذیحجه

ماه ذیحجه، آخرین ماه از سال هجری قمری است که متبرک است به فریضه الهی حج و وقایع و افتخاراتی که در این ماه مبارک نصیب امام اول مسلمین حضرت علی(ع) گردیده است.

از جمله افتخاراتی که نصیب امام(ع) گردید، موارد زیر است:

1- ابلاغ سوره برائة به مشرکین مکه در اولین روز از ماه ذیحجه.
2- عقد آن حضرت با دختر پیغمبر اکرم(ص) که به روایتی در روز اول و به روایتی دیگر در روز ششم این ماه به وقوع پیوسته است.
3- بستن در خانه‌های صحابه که به خانه خدا و مسجد شریف باز می‌شد‌؛ غیر از خانه علی(ع) که این اتفاق نیز در روز عرفه یعنی نهم این ماه بزرگ به وقوع پیوست.
4- زفاف علی ابن ابیطالب(ع) با فاطمه زهرا(س) در شب نوزدهم این ماه اتفاق افتاده است.
5- خوابیدن حضرت علی(ع) در بستر رسول خدا(ص) است که در شب بیست و چهارم این ماه اتفاق افتاد و به «لیلة المبیت» معروف است و هجرت پیامبر اسلام به مدینه ـ که مبدأ تاریخ مسلمین و سرآغاز عظمت اسلام است ـ از همان شب شروع شد.
در عظمت آن شب پیغمبر اکرم(ص) فرمود: هر نفسی که علی(ع) در آن شب می‌کشد از عبادت جهانیان برتر بود، زیرا با این عمل، حضرت علی(ع) حاضر شد جان خود را فدای حضرت محمد(ص) نماید.
6- نزول سوره «هل اتی
» در شأن علی (ع) و خاندان شریفش بود که در بیست و پنجم این ماه واقع شد و باعث آن ایثار و فداکاری بزرگی بود که آن حضرت و خانواده بزرگوارش در ظرف سه روز که روزه نذری داشتند، در موقع افطار، غذای خود را در راه خدا به مسکین، یتیم و اسیر دادند و خود با آب، روزه گشوده و با گرسنگی سر کردند.
7- خاتم‌بخشی وی می‌باشد که آیه شریفه «‌
انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون
» که دلیل بر اثبات امامت و ولایت آن حضرت می‌باشد نیز درباره وی نازل گردید.
8- مهمترین افتخاری که نصیب حضرت علی(ع) در این ماه گردید، رسیدن به مقام و جایگاه امامت بود که در واقعه «غدیر خم» رخ داد و پیامبر اسلام در برابر چندین هزار مسلمان، دستان حضرت علی(ع) را بالا برد و فرمود: «
من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله
».
یعنی «هر کس که من مولای او هستم، علی نیز مولای اوست. خدایا دوست بدار هر که علی را دوست دارد و دشمن بدار هر که علی را دشمن دارد و یاری ده هر که علی را یاری دهد و منکوب کن هر که ترک یاری علی نماید».
9- از افتخارات دیگری که در بیست و چهارم این ماه نصیب حضرت علی(ع) گردیده؛ موضوع مباهله و نزول آیه شریفه «انفسنا» می‌باشد و خلاصه آن این است که پس از مباحثه طولانی پیامبر اسلام(ص) با نصاری، وقتی نتیجه‌ای حاصل نشد و نصاری اصرار ورزید؛ آیه «انفسنا» به شرح ذیل نازل گردید:
«
فمن حاجک من بعد جائک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین
»؛ یعنی «ای پیامبر، هر کس پس از علم تو بر حقانیت خویش از این پس با تو محاجه و مکابره کند، بگو بیائید شما و فرزندان و زنان و کسانی که بــــه منزله جان خــــود آنها را دانسته و گرامی می‌شماریم حاضر کنیم و در حق یکدیگر نفرین نمائیم تا هر یک از ما و شما باطل است نابود گردد».
در این آیه منظور از «ابنائنا» حسنین(ع) و منظور از «نسائنا» حضرت فاطمه زهرا(س) است و منظور از «انفسنا» حضرت علی(ع) می‌باشد که خداوند متعال او را به منزله نفس شریف و جان گرامی پیامبر اکرم(ص) اعلام نموده است.
چرا که به روایات متعدد پیامبر اکرم (ص) به جز حضرت علی(ع)، حضرت فاطمه(س)، حضرت امام حسن(ع) وحضرت امام حسین(ع) کسی را با خود به مباهله نبرده است.
و از این‌که نصاری حاضر به مباهله با پیامبر اکرم(ص) نشد و تسلیم گردید‌؛ مبین نبوت پیامبر و امامت علی(ع) و حسنین است که از شخصیت والایی برخوردار بوده‌اند که جذبه آنها نیز دشمنان اسلام را ناکام وبه عقب می‌راند.
پیام این واقعه این است‌: وقتی پس از پیامبر اکرم(ص) شخصی مانند حضرت علی(ع) که به منزله نفس شریف و جان گرامی آن حضرت در بین امت باشد‌؛ از هر کس شایسته‌تر به مقام امامت در بین امت خواهد بود.

آری اینها تمام افتخاراتی است که در ماه ذیحجه نصیب مولای متقیان علی(ع) گردید و جمع شدن این همه اتفاق در یک ماه خاص و برای یک شخص از عجایبی است که رموز الهی پاسخگوی آن می‌باشد.